امیرصدراامیرصدرا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 13 روز سن داره

امیرصدرا گرمای زندگی ما

سه ماهگیت مبارک عزیز مامان

1393/5/20 11:3
نویسنده : فاطیما
341 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دردونه مامان

از وقتی که وارد سه ماهگی شدی خیلی خیلی بامزه شدی، حسابی ناز و خوردنی شدی و کلی حرکات جدید از خودت درمیاری گل نازم، واسه همین مامان هر روز برات اسپند دود میکنم و چهارقل میخونم و صدقه میدم محبت

پسرم از بعد واکسن دوماهگیت نسبت به قبل با فواصل بیشتری شیر میخوری، من خیلی نگران بودم و همش میخواستم به زور بهت شیر بدم اما نمیخوردی غمگین تا اینکه تحقیق کردم و با دکتر هم مشورت کردم و گفتن توی این سن این نحوه شیر خوردن طبیعی هستش و چون وزن گیریت خداروشکر خوبه یکم خیالم راحت شد. وقتی داری شیر میخوری زل میزنی تو چشمام و گاهی یه انگشتم و گاهی هم لباسمو با اون دستای کوچولوت میگیری، این کارت برام خییییلی لذتبخشه عزیزدلم، من حس میکنم نگاهی که به من میکنی رو به بقیه نمیکنی، یه جوری با محبت بهم نگاه میکنی، مطمئنــــــــــــم که منو میشناسی همه زندگی من بوسبوسبوس

کماکان مثل قبل شبا زود میخوابی و راس ساعت 7 صبح بیدار هستی، وقتی بیدار میشی شروع میکنی به صحبت کردن و مامان و بابا رو بیدار میکنی، جالبه که اگه بیدار نشیم اصلا هم عصبانی نمیشی و با صبوری به کارت ادامه میدی خندونک حتی یک بار 1 ساعت شده بود ما خواب بودیم و شما بیدار و همونطور با خودت مشغول بودی، الهی فدات بشم گریه و اینا تو کارت اصلا نیست. وقتاییکه داری صحبت میکنی اگه کنارت بشینیم و باهات حرف بزنیم کلی تشویق میشی و تندتند به حرف زدنت ادامه میدی، اینجور موقع ها خیـــلی بامزه میشی بوس بعد دوباره ساعت حدود 9 خوابت میگیره و 1 ساعت میخوابی، تا شب خوابت به همین صورته که 2 ساعت بیداری، حدود 1 ساعت یا کمتر میخوابی. بعضی وقتا خودت میخوابی انقد خوشحال میشممم ولی بعضی وقتا هم باید بغلت کنم و بخوابونمت عسلی من آرام

تازگیا شما یاد گرفتی دستاتو میخوری، گاهی وقتا مشتت رو میکنی توی دهن کوچولوت و شروع میکنی خوردن، بعضی وقتا انقد میبری سمت حلقت که باعث میشه عق بزنی خندونک ولی دوباره به کارت ادامه میدی زیبا بعضی وقتا هم یه انگشت یا دوتاشو میبری تو دهنت و شروع میکنی به میک زدن. اوایل من فکر میکردم گرسنه هستی و سعی میکردم بهت شیر بدم ولی نمیخوردی، بعد یکم تحقیق کردم فهمیدم اینا از گرسنگی نیست بلکه عششششق مامان از این کار لذت میبره، الهی قربونت برم من بوسبوسبوس

راستی یه روز با بابایی و شما رفتیم شهر کتاب برات کتاب و دی وی دی خریدم، کتاب افزایش هوش نوزادان و دی وی دی your baby can read که هر دوش مال سه ماهگی به بعد هستش ولی من از بس ذوق داشتم کتاب رو شروع کردم باهات کار کردن، ماشالا انقد زرنگ هستی که همه اون توجهی که نی نی سه ماهه به بعد باید داشته باشه، توی دو ماه و 15 روز داشتی، خیلی باهوش و زرنگی ماششششالا محبت فعلا کتاب رو یکم باهات کار کردم ولی دی وی دی رو گذاشتم از همون پایان سه ماهگی شروع کنیم ایشالا عزیز نازم

یه کار جالب هم که جدیدا میکنی موقع خندیدن دیگه فقط لبخند نمیزنی بلکه دهن خوشگلتو باز میکنی و کلی ذوق میکنی، زبونتم میاری بیرون، خیلییییی اینجور وقتا جیگر میشی، دلم میخواد بخورمت وقتی اینطوری میخندی. ماشالا انقدر هم خوش اخلاق هستی تا یکم نازت میدیم شروع میکنی خندیدن، وقتی بوست میکنم میخندی، وقتی ورزشت میدیم میخندی، الهی همیشه بخندی خوش خنده نـــــــــــــــــــــــــازم محبتمحبتمحبت

امیرصدرای خوشگل من انقدر اجتماعی هستی وقتی آدمای جدید می بینی نه تنها غریبی نمیکنی بلکه راحت میری بغلشون و اونا حسابی باهات صفا میکنن خندونک این ماه دایی محمود با زندایی و کوثر جون از قم اومدن دیدنت پسرم، تو همون لحظات اول رفتی بغل زندایی و کوثر که دوسال و دوماهه بود انقد از دیدنت خوشحال شده بود که مدام از خوشحالی جیغ میزد، هرچی بهش میگفتم جیغ نزن دوباره جیغ میزد میگفت امیرصدرااااااائه خندونکخندونک تا میخواستی بخوابی یه بالش برمیداشت میومد سمتت، خیلی مهربون و ناز شده کوثر جون محبت

شبا میذارمت رو تشکت کنارت میخوابم، دوساعت بعد بیدار میشم شیرت بدم میبینم نفس مامان رفته پایین سرش رسیده به پایین تشکآرام یه شب که خیلی رفته بودی پایین تقریبا رسیده بودی به در ورودی، بابایی رو بیدار کردم انقد خندیدیم، نکنه میخواستی از دست ما فرار کنی مامانی، قربونت برم کجاااا؟ ما تازه بهت رسیدیم، حالا حالاها باهات کار داریممم زیبا

راستی قرار شده انشالا 21 مرداد، درست رووزی که شما وارد چهار ماهگی میشی بریم مشهد عزیزم، وقتی بابایی رفت بلیط بگیره برای شما هم بلیط جدا صادر کردن، ما که تا حالا تو خانواده نی نی نداشتیم این موضوع رو نمیدونستیم حالا انقدر هممون ذوق کردیم که نگو، مامان جون بابا جون هم کلی از دیدن بلیطت ذوق کردن، فدات بشم که برای خودت شخصیت مستقلی هستی و بلیط جداگونه داری، من بلیط اولین مسافرت زندگیت رو توی آلبومت برات نگهداشتم قلب مامان بوس

عــــــــــــــــــــــــــــــاشقتم فسقلی محبتمحبتمحبت

اینم چندتا عکس خوشگل از سومین ماه زندگی نفس مامان:

قربون خنده و ذوقت توی حموم بشم من، آخخخخ که چقد قشنگ میخندی پسرم

وقتی از حموم میای لپات اینطوری دلبری میکنه

تلاش برای چهاردست و پا رفتن

ببین چه آقا شدی، رو مبل نشستی داری تلویزیون تماشا میکنی اونم از راه دور که به چشمای خوشگلت خدای نکرده آسیب نرسه

این لباستو از کیش خریده بودم خیلی دوسش دارم، سفید خیلی بهت میاد نازدونه

پسندها (1)

نظرات (1)

خاله سارا
2 شهریور 93 9:56
آخ خاله قربون خندهات بره چقدر ناز م یخندی توووووووو فدای خاله مهربون